مجموعة مؤلفين
118
پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )
ملامتى ، خريديم يكى ، سيزده هزار [ دينار ] ، درخود صحن گشتيم و قسمت به فقرا كرديم بعد آمديم منزل . گفتند ، كناره فرش شما را صاحب منزل ، قِبَل گرو ، « 1 » نگاه داشته ، كه كربلائى اسماعيل يك اتاق مخصوص خودش كرايه كرده و كرايه آن را انداخته جويا شدم ، گفتند بلى ، كربلائى اسماعيل گفته بود من اتاق علاحده مى خواهم و پهلوى آدمها نمى نشينم و كرايه كرد . بارى ، بعد از داد و بيداد بسيار ، كرايه آن را هم دادم چه بگويم از آدمها ، از كثرت قر قر ، آنها كه هر يك ، يك بار چيز گرفته اند و هر يك ، يك مال علاحده مى خواهند ، من هم قبول نكردم ، گفتم هر كه بار خودش به مكارى بدهد و كرايه آن را هم خودش بدهد . بارى ، شام خورديم ، خرما پلو داشتيم بعد از شام آقا سيد رضا به منزل آقا سيد على رفت دو شب است در آنجا مىرود و ميانه آنها خوب است بعد از شام ميرزا حسين و خانم باجى و ميرزا جهانبخش به ديدن ما آمدند تا ساعت شش ، بعد رفتند و من روزنامه امروز را نوشتم و خوابيدم ، الآن ساعت هفت از شب گذشته است . روز سه شنبه يازدهم [ ربيع الاول ] : [ منزل ] مسيب ، يك ساعت به صبح مانده از خواب برخاسته [ 93 ] به قهوه خانه حاجى رفتم دو فنجان چاى خوردم . بعد ، حرم مشرف شدم زيارت كرده نماز جماعت كردم به [ حرم ] حضرت عباس مشرف شدم بعد از گريه و زارى به منزل آمدم مشغول بار كردن گرديديم و ميرزا حسين و آقاى آقا سيد احمد و ملانصرالله منزل ما آمدند به جهت راه انداختن ما . [ دلتنگى وداع با كربلا ] مال ، تاطهران پيدا نكرديم تا كاظمين گرفتيم ، هر مالى شش هزار [ دينار ] . بارى ، آقا سيد احمد دعا به گوش ماها خوانده و وداع كرديم و ملا نصرالله تا بيرون دروازه آمد و اذان گفت و مراجعت نمود .
--> ( 1 ) . نزد ، پيش .